فرهنگی

بادبادک باز، خالدحسینی

کتاب بادبادک باز روایتی است از زندگی امیر، یک پسر افغانی که به او به شکل اول‌شخص داستان را بازگو می‌کند. داستان قبل از اغتشاشات افغانستان شروع می‌شود و در خود داستان با اغتشاشات نیز مواجه می‌شویم. در این رمان سیاست شدیدا کمرنگ بیان شده و بیشتر روی ارتباطات و احساسات مردم بحث شده است.

در واقع بادبادک‌باز درباره دوستی و خیانت و بهای وفاداری است. درباره علاقه پدر و پسر است و تسلط پدر، درباره عشق و ایثار است و دروغ‌هاشان، درباره دور ماندن از اصل است و تمنای بازگشت به آن.

می‌توان گفت محتوای اصلی رمان این باشد که مشکلات و رنج یک کشور را به نمایش می‌گذارد. نویسنده در این کتاب از دید نژادی نسبت به هم، از رسوم سنتی اشتباه، از زندگی طبقاتی، از جنگ‌های خانمان سوز که رنگ انسانیت را از یک کشور می‌شوید و برای لقمه ای نان باید جان داد، یک سرنوشت سرتاسر زجر برای کودکان، از زجرهای جنسی تا زجرهای روانی، از مشکلات پناهجویان، از غربت، از بی‌توجهی و از درد‌های خاموش می‌گوید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا